الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
113
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
3 - به فرض كه از دو پاسخ ( يا دو اشكال ) فوق چشمپوشى كنيم لكن اشكال اصلى اين است كه : اساسا دخول خبر سيد مرتضى در تحت آيهء نبأ محال است . به عبارت ديگر : آيهء نبأ شامل خبر سيد از اجماع و رأى امام نمىشود . * دليل اوّل شيخ بر اين استحاله چيست ؟ اين است كه : دخول خبر سيد در مفهوم آيهء نبأ مستلزم خروجش از مفهوم آيه است . ( صغرى ) چيزى كه دخولش مستلزم خروجش باشد خنثى و محال است . ( كبرى ) پس دخول خبر سيد در مفهوم آيه خنثى و محال است . ( نتيجه ) * چرا دخول خبر سيد مستلزم خروج مىباشد ؟ 1 - اگر آيه بخواهد خبر سيد را نيز شامل شود و بر خبر او ( كه عدم حجيّت خبر واحد است ) دلالت كند مستلزم اين است كه ساير خبرها داخل در مفهوم آيه نبوده و حجت نباشند چرا ، چون مقتضاى خبر سيد همين است . 2 - و چنانچه به حكم خبر سيد خبرهاى عدول را باطل كنيم مستلزم اين است كه : خبر سيد هم حجت نباشد ، چرا ؟ زيرا خبر سيد هم خبر عادل واحد است و همچون ساير خبرهاى عدول است . 3 - و اگر خبر سيد حجّت نباشد مستلزم اين است كه : از مفهوم آيه خارج شود و در نتيجه : خبر سيد خودش را نابود مىكند و سبب خودكشى خودش مىشود . * اگر گفته شود كه خبر سيد طريق است و موضوعيّت ندارد چرا كه عقلا هر خبرى از خود انصراف داشته و در ما عدا ظهور دارد پس شامل خودش نشده و سبب نابودى خودش نمىشود . فى المثل : كسى مىگويد : تمام خبرهاى من درست است . اگرچه اين خود يك خبر است ، لكن عرف توجّهى به اينكه اين خود يك خبر است ، ندارد بلكه عرف از اين خبر اينگونه مىفهمد كه آن شخص مرادش اين است كه : وقتى در خارج مىگويم : حسن به مسافرت رفت و حسين از زيارت آمد ، راست مىگويم و چنانچه اين فرد بگويد : تمام خبرهاى من دروغ است . اگرچه اين خود يك خبر است ، لكن عرف توجّهى به خود اين خبر ندارد ، بلكه مىگويد : مراد اين فرد اين است كه خبرهاى من در خارج دروغ است . حال ، ما نحن فيه از اين قبيل است . يعنى : سيد كه بهواسطهء اجماع از قول معصوم خبر مىدهد كه خبر واحد حجيّت ندارد ، اگرچه خود اين يك خبر واحد است ، لكن از خودش انصراف داشته و مرادش ساير خبرهاى واحد عادل است .